عطر سیب

عطر سیب
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲۲ آذر ۹۴، ۰۲:۵۷ - سیدعلی علوی
    دقیقا!
بایگانی

۴ مطلب در آذر ۱۳۸۷ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

24 فروردین 87


عمری نگاهت آقا مبهوت کرده ما را
دلبرده از خدا هم خال سیاهت آقا

 آن روز نامتان را نعم الامین کردند
در پیچ و تاب زلفت ما را اسیر کردند

 یابن الحسن کجایی .....

  • امید رجایی
  • ۰
  • ۰

Sib Zaminoo

به تازگی در انستیتیو های روانشناسی غرب بیماری تازه ای شناسایی شده است به نام " سیب زمینو  " Sib Zaminoo " . اولین بار در سال هزار و نهصد و بوق دانشمندی به نام " دوئیت اُمیت " از ایتالیا این بیماری را در دوستان خود شناسایی و به مطالعه و تحقیق پرداخت .

با مقداری کنکاش و مطالعه فهمید این بیماری نه از اون تو بمیری هاست .

ستاره شناسان و غیب گویان یونانی منشاء اصلی این بیماری را فردی بنام " ابلیسو " میدانند .

 

این بیماری خطرناک که اول به روح انسان حمله میکند ، کل سیستم دفاعی بدن را از کار انداخته و انسان را به فردی مجهول الهویه و بی هدف تبدیل میکند .

از علامت های این بیماری میتوان به رفاه طلبی ، آسایش خواهی ، شهوت رانی و کلاتو بگیر باد نبره اشاره کرد .

در نسخه های لو رفته جنگ جهانی سوم و چهارم ، ترویج این بیماری در کشور های جهان سوم جزء اولویت های ارتش دشمن نقل شده است .

بی تفاوتی نسبت به مرگ مرموز دختر همسایه و تکرار کلمه " عامو بیخیال " ، از نشانه های ثاونیه این بیماری میباشد .

نوع شدید این بیماری " هجاوو " نام دارد که متاسفانه آمارهای سازمان بهزیستی و درمان کشور ، حاکی از شیوع بی رویه این بیماری در ایران و مخصوصاً شیراز* است .

این بیماری از افسردگی و ایدز خطرناک تر و به طاعون هزاره سوم مشهور میباشد .

 

دانشمندان علوم روانشناسی هنوز درمان مناسبی را برای این بیماری کشف نکرده اند اما تعدادی از طبیبهای قدیمی معجونی به نام " جهاد " را تنها راه مقابله با این بیماری ذکر کرده اند .

متاسفانه دوئیت اُمیت بعد از سرو کله زدن با بسیاری از بیماران به این بیماری مُسری ، خود نیز مبتلا به سیب زمینو شد و به هجاوو رسید . 

 

پ ن : از قدیم شیراز به خاطر موقعیت جغرافیایی و هوای بسیار دلنشین و وجود مهرویان زیاد ، زمینه بسیار مساعدی برای رشد و ترویج این بیماری بوده است . 

 

یا علی ...

  • امید رجایی
  • ۰
  • ۰
حرف هایی را اینجا خواهم زد که در وبلاگ اصلیم نمیتوانم بزنم .

شاید اینجا راحت تر باشم .

  • امید رجایی
  • ۰
  • ۰

 

شاید بد نباشه که مناسبت سالروز میلاد حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س) یه گذری بزنیم به موضوع ازدواج و این مشکلی که واقعا اونقدر ها مشکل نیست که ما اون رو بحران تلقی میکنیم .

 

خب البته از پشت کوه نیومدیم و با قیمت های خونه و سطح درآمد ها و مشکل بیکاری و این چیز ها خودمون داریم دست و پنجه نرم میکنیم، اما واقعاً چند در صد مجرد هایی که ازدواج نکردند فقط و فقط مشکل مالی داشتند ؟

استهبان خوبی که داره اینه که حدود هفتاد در صد دانشجو هاش پسر هستند و تعداد زیادی آدم مجرد و به سن ازدواج رسیده اونجا هست . و این امکان رو به من داده تا با خیلی ها در مورد ازدواج صحبت کنم .

تنها نتیجه ای که از دیر ازدواج کردن پسر ها گرفتم دو تا چیز بیشتر نبود :

 

1-      نداشتن انگیزه مناسب برای ازدواج

2-      مشکل مالی و اقتصادی

 

» نکته اول به مراتب مهم تر و مبتلا به تر از مورد دومه ، بر خلاف اون چیزی که فکرشو میکنید .

جملاتی از این دست که کدوم آدم عاقلی برای یک لیوان شیر میره یه گاو میخره ( بلا نسبت جمیع خانم ها ) و یا اینکه آدم برای هوسش یکی دیگه رو هم بدبخت نمیکنه و یا اینکه مگه خر کله آدم رو کنده باشه توی این دوره زمونه بره زن بگیره و ....

و اگر بشینی باهاشون حرف بزنی میبینی هیچ کس تا حالا ننشسته برای این آدم 24 – 25 ساله توضیح بده ، انگیزه های دیگری هم به غیر از "........" میتونه برای ازدواج وجود داشته باشه . خیلی هاشون تنها مشکل مجرد موندن رو بحث شهوت میدونند و این انگیزه اونقدر ها قوی نیست تا یه جوون رو به تن این همه مشکل ازدواج بندازه .

 یا شاید هم اینجوری فکر میکنند که ازدواج راه به صرفه ای برای رفع مشکل جنسی نیست و راه های دیگر، زود بازده تر و در دست تر و ارزانتره .

نبود هدف در زندگی و یا داشتن هدف های کوچک و مقطعی ، هیچ جایگاهی رو برای ازدواج در ذهن جوون مملکت ما باز نمیکنه .

» اوج هدف و دیدگاه پسر های این سن اینه که : درسمو تموم میکنم , دو سال میرم سر بازی بعدش هم دو سه سال میرم سر یه کاری، به یه پول و پله ای که رسیدم اون موقع زن میگیرم . خب این پروسه یعنی شما زودتر از 30 سالگی نمیتونی زن بگیری و این یعنی فاجعه .

 بابایی که حداکثر از 18 سالگی فهمیده دنیا دست کیه و 12 سال نیاز های عاطفی و روحی و فطری خودش رو یا سرکوب کرده و یا اینکه از راه غیر صحیح ارضاء کرده ، الان میتونه مرد یک خونه گرم و آرام و مقدس باشه ؟؟؟؟؟؟

این آدم مطمئناً عقده ها و کمبود هایی داره که فردا سر زن و بچش خالی میکنه . و این یعنی طلاق رسمی یا طلاق عاطفی !

شاید این بی انگیزگی در ازدواج به همون بحث بی هویتی و بی هدفی در زندگی برسه که در طول همه .

» اونجا همه میان دانشگاه که درس پاس کنند . همین . زندگی میکنند که درس پاس کنند . نهار میخوردند که درس پاس کنند . چرا ؟ چون درآمد خودشون رو منوط به این مدرک میدونند . پس باید زود تر درس پاس کنند تا بتونند درآمد داشته باشند و بعد بتونند زن بگیرند !!!!! یعنی تنها راه حل به زن رسیدن از دیدگاه اینها درس پاس کردنه .

از اینجا وارد قسمت دوم هم میتونیم بشیم . اقتصاد ! بلوغ اقتصادی . من نمیگم بلوغ اقتصادی شرط مناسبی برای ازدواج نیستا ، اما آیا فقط همین کفایت میکنه ؟ یعنی اگر مثلا یه پسر 18 ساله، بابای پولدارش بمیره و یهو یک میلیارد تومان بهش ارث برسه میتونه شوهر مناسبی برای خانمش باشه ؟

بد نیست برید توی راهرو های دادگاه ها ببینید چند در صد زن ها بیشتر از اینی که از نبود بلوغ اقتصادی مرد رنج میبرند ، از بلوغ فکری و اجتماعی شوهرشون رنج میبرند . چیز هایی که اصلاً توی جامعه ی ما روش کار نمیشه . مردهایی که هنوز اراده ندارند ، بچه اند ، تکیه گاه مناسبی از لحاظ روحی و فکری نیستند . زود رنجند . مامانیند ، رفیق بازند ، هوس بازند و .... .

موقعی که به طلاق های فامیل نگاه میکنید کدوم مشکل رو مایه طلاقها تلقی میکنید . اقتصادی یا روحی ؟ ؟ ؟ ؟

 

» حالا نمیشه تمام مشکلات دیر ازدواج کردن رو هم گردن آقایون انداخت اما من فکر میکنم با توجه به سنت خواستگاری مرد از زن در ایران ، سهم بزرگی از ترشیده شدن دخترای مملکت ما رو پسر های بی عرضه ای میبرند که عرضه ندارند هم درس بخونند و هم کار بکنند . درسته که سخت میشه این کار رو کرد اما شدنیه .

 معمولاً آدمهایی که مدرک گرفتن رو شرط سر کار رفتن میدونند، ذهنیت خیلی ماورایی هم از زندگی دارند . حقوقی برجی حداقل 2 میلیون تومان . خونه ای حداقل توی مرکز شهر و یه 206 غراضه ای که بشه باهاش این بر و اون بر رفت . همچین آدمهایی توی خواستگاری رفتن هم 150 جا خواستگاری میرند تا یکی رو قبول کنند . کلاً این آدم ها مشکل دارند .

 باز رسیدیم به نبود طرز فکر واقعی و صحیح از زندگی ! هم دختر مملکت ما و هم پسر ممکلت ما نمیدونند زندگی بدون مشکل و درد سر و بدبختی نمیشه .

 

اصلاً بد نیست یه بار دیگه این سوال رو از خودتون بپرسید که من چرا باید ازدواج کنم ؟ شاید فهمیدید که دارید چه چیز هایی رو از دست میدید .

یادتون باشه ! دیر ازدواج کردن ، حل کردن مسئله نیست ، پاک کردن صورت مسئله است ....

 

پ ن : اگر این سوال هی ذهنتون رو قلقلک میده که آیا به سن ازدواج رسیدید یا خیر ؟، حتماً این سخرانی رو گوش بدید .

 سخنران : دکتر احمدی . از سری سخنرانی های مجموعه " هم سفر " .

 

قسمت اول / 30 دقیقه – 2.78 MG

 

قسمت دوم / 30 دقیقه -  2.81 MG

 

برای دانلود میتونید روی لینکها راست کلیلک کرده و گزینه save target as رو بزنید .

 

یا علی ....

  • امید رجایی