عطر سیب

عطر سیب
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
بایگانی
  • ۰
  • ۰

 

 

اصلاً دلم نمیخوات یه چیزی بنویسم که همه بفهمن منظورم چیه

دلم نمیخوات کم بنویسم تا بقیه خوششون بیاد

دلم نمیخوات یه چیزی بنویسم که مفید باشه

بقیه هر فکری که میخوان در مورد من بکنن هر چی که دوست دارن فکر کنن . ....

 

اصلاً امید میخوام با خودت حرف بزنم با خود خودت

میدونم اعصابت خورده

میدونم دهنت سرویسه

میدونم حیرون حیرونی

راه رو از چاه تشخیص نمیدی

از یه طرف ناراحتی های خودت رو میبینی ، تا میخوای یه کم حرف بزنی

یه نفر دیگه رو میبینی که وضعش از تو خیلی بد تره

حالت خفگی بهت دست میده .

به هیچ کس نمیتونی دردتو بگی

چون این همه نعمت داری

اون پسر کور رو دیدی؟ دیدی چجوری میخواست وضو بگیره ؟ دیدی چند دقیقه طول کشید؟

اون آدم فقیر رو دیدی آرزو داره یه ساعت لباس گرم تو تنش باشه ؟

اون خانواده رو دیدی که هیچ محبتی بین افرادش وجود نداره ؟
اون بیمارستان رو دیدی ؟ دیدی چند صد نفر چجوری میلیون میلیون پول میدادن تا چیز هایی رو که تو الآن داری تعمیر کنن ؟
اون دختر رو دیدی که به خاطر پای معیوبش شاید تا آخر عمر نتونه ازدواج کنه ؟

 

اون از دنیا .

همه چیش سرابه .

پای سفره که میشینی فکر میکنی این چلو مرغی که جلوت گذاشتن اند حاله اما دو تا قاشق که میخوری میبینی همش ظاهر بود . زود تموم شد . حالا باید بدوی بری یه جا تخلیه مگر نه ....

 

اون از مقام هاش .

همه ی امیدت اینه که دانشگاه بری . بعد که قبول شدی میبینی نه . فایده نداره .

یه چی ته ته دل هر کی هست که هنوز ارضا نشده .

فکر ازدواج کلافت میکنه . من که ازدواج نکردم اما

یقین دارم آش دهن سوزی نیست . اگه بود این همه آدم که ازدواج کرده بودن حداقل ده درصدشون آروم شده بودن نه حریص تر .

بعدشم که ازدواج کار آدما رو راه ننداخت خونه جمع کردن و ماشین دوتا کردن و باغ خریدن و .... الی بی نهایت

همه چیش سرابه

 

مردشور این ازدواج رو ببرن .

مردوشور این پول رو ببرن .

مردشور این تعریف و تحقیر ها و چشم های گشاد کفرات مردم رو ببرن .

بدبختمون کرده به خدا .

هر تصمیمی میخوای بگیری باید ببینی نظر افکار عمومی چیه .

 

مردوشر دنیا رو ببرن با همه ی لذاتش .

مردوشور حرف مردم رو ببره .

مردشور هر چی زن و دختره ببره .

 

خدایا بیکار بودی مارو آوردی .

اگه نخوایم لذات دنیات رو بچشیم باید کیو ببینیم ؟

دلم نمیخوات آرزوی مرگ کنم .

چون میترسم . عین سگ میترسم .

هر کی ندونه خودم میدونم که هیچی ندارم .

من چیکار کنم خدا ؟

خدایا بعضی موقع ها که میرم سراغ دنیا و به سراب تکراریش برخورد میکنم

خیلی حالت بدی پیدا میکنم .

چون هم از یار موندم هم از قافله

 

 

از همه بدم میاد .

من فقط از یه جا خوشم میاد .

یه جا که هیچ غم و غصه ای توش نیست .

عین خواب های توی کارتونا میمونه

همه چی سر جاشه

همه چیز مطابق میلته

روی کاشی میخوابی اما از صد تا خوشخواب راحت تره .

سوسیس سوخته میخوری اما از هزار تا پیتزا و این بچه بازیا خوشمزه تره

نمیدونم . الکی میخندی

بلند بلند میخندی بدون اینکه دلت سیاه بشه

زیاد شوخی میکنی بدون اینکه سیاه بشی

زیاد گریه میکنی بدون اینکه غمی داشته باشی

یه نفر هست که میفهمه آدم چی میگه

اصلاً نمیزاره حرف بزنی

تا میری داخل اشکت میریزه

تا آرومت نکنه ولت نمیکنه

دنیامه

زندگیمه

عشقمه

امام رضامه

 

بین تموم عشقا گنبد طلارو عشقه

بین تموم خوبا امام رضا رو عشقه

 

به یاد اون شبا که زل میزدم به گنبد

نیومده دل من تنگه برای مشهد

 

الهم الرزقنا زیارت الرضا قبل الموت

 

الهم الرزقنا زیارت الرضا عند الموت

 

الهم الرزقنا زیارت الرضا بعد الموت

 

 یا رضا ...

  • امید رجایی
  • ۰
  • ۰

آداب معاشرت

شما اگر همسرتون که خیلی هم دوسش دارید باهاتون این رفتار ها رو انجام بده چه عکس العملی نشون میدین ؟

 

1-  بیاد پیشتون و در مورد یه نفر دیگه که دوست داره باهاتون حرف بزنه .

2- موقعی که باهاتون حرف میزنه به چیزای دیگه فکر کنه

3- موقعی که دارید باهاش جدی حرف میزنید خمیازه بکشه یا کسل باشه

4- موقعی دارید صداش میکنید بره همه ی کاراشو انجام بده بعد بیاد

5- کاری که اصلاً دوست ندارید ، جلوی چشم شما انجام بده

6- موقعی که چند دفعه براش کادو خریدین و اون هیچی نخریده بیاد بگه تو برام هیچ چی نخریدی

7- بفهمی یه نفر دیگه و یا یه چیزهای دیگه رو بیشتر از شما دوست داره

 

حتماً دیوونه میشید و حتماً به خودتون میگید من رو دوست نداره .

 

حالا من یه عبارات دیگه رو میگم با همون شماره ها . خودمون شماره ها رو با هم مقایسه  کنیم تا بفهمیم که چقدر نامهربونیم :

 

1-     شبای احیا، شبِ دعوت و مهمانی خدا ، در مورد داشتنِ آدم های دیگه باهاش حرف میزنیم

2-     توی نمازامون حواسمون به چه چیز ها که نمیره

3-     چند تا نماز صبحمون رو با خمیازه و کسل و چرت ضربه فنی کردیم و دویدیم توی رخت خواب ؟

4-     آخی که ساعت ها از اذان گذشت و خدا چشم به راه من نشست

5-     ان الله بصیر . توی این قسمت خفه بشم خیلی بهتره

6-     چقدر نعمت بهمون داد . سلامتی ، پدر ومادر ، زندگی ، خونه ، رزق و ... و باز هم سرش قر زدیم که کی فلان چیز رو بهمون میدی .

7-     وای چقدر شوقمون برای رسیدن به مسائل دنیوی بیشتر از شوقمون برای خوندن دو رکعت نماز بود .  چقدر خوشحال رفتیم پیشش و گفت دیگه میخوات از شوق رسیدن به من حرف بزنه اما بازم گریه کردیم از کمبود های خودمون .

وای که به خدا به چشم آرامبخش و غول چراغ جادو نگاه کردیم .

 

خدایا من حتی اندازه ی روابط اجتماعی عادی روزمره هم برای تو ارزش قائل نیستم اما نمیدونم چه حسابیه که تو اینقدر منو دوست داری ؟!!! نمیدونم روی چه حسابی بازم تا یه مهمونی یا بساطی میشه بازم میفرستی دنبالم .

یا مهدی (عج) آقا من که دیگه از رو رفتم . شما یه کم کمکمون کن تا بتونیم نسبت به خدا مهربونتر و با معرفت تر باشیم .

یا علی...

  • امید رجایی
  • ۰
  • ۰

به نام خدا

 

سلام .

شیطون معمولاً در این ماه های خوب سال که کار و کاسبیش کساد میشه ،  دنبال یه راه های دیگه ای میگرده تا آدم رو زمین بزنه .

 

بهترین چیزی که میتونه ازش استفاده کنه زبان هست . که چه روزه باشی چه نباشی کار میکنه .

اول از همه غیبت . (اَشّدُ مِنَ الزِّنا)

میدونید که اگر غیبت یک نفر رو بکنید تمام گناهانی که اون انجام داده میاد برای شما و تمام ثواب های شما میره برای اون ؟

 

تهمت : میدونستید گناهش از قتل بالاتره ؟

 

دروغ : ببخشین اینو نخونین بی زحمت ( گناهش از زنا با محرم بیشتره )

 

مسخره کردن : روایت بگم براتون ؟ اگر خود حضرت پیغمبر(ص) هم 70 مرتبه استغفار کنن بخشیده نمیشه .

چون مسخره کردن معمولاً در جمع های دوستانه هست طرف ناراحتیشو ابراز نمیکنه و قالباً انسان متوجه نمیشه که دلی رو شکونده و یکی رو جلوی بقیه ضایع کرده . تازه فکر میکنه خیلی آدم با مزه ایه . بعد شما تا آخر عمر برای این گناه توبه نمیکنید و یادتون میره حلالیت بطلبید. آنوقت شما میدانید و ذرة مثقالة شرً یره ...

 

برای جلو گیری از این گناه ها :

1-     دعا : خدا یا یک لحظه منو به خودم واگذار مکن

2-     سکوت

3-     تمرین : یه مدت به این گناها حساس باشید . به غیر از خودتون هر کسی این حرفا رو زد سریع مچشو بگیرید . چون اغلب مردم حاشا میکنن که نه، این غیبت یا تهمت یا .. نبود. شما میتونید توجیهشون کنید که بود . تعریف گناهانو بیاری و حرفشو نسبت به تعریف بسنجین خودش قانع میشه . بعد خودتون خود به خود استاد مچ گیری میشین و مچ خودتو رو هم میگیرید . البته اول از خودتون شروع کنید .

4-هر روز بزرگی گناه رو برای خودمون یاد آوری کنیم . و اگر انجام دادیم مثل کسی که نعوذبالله زنا کرده ناراحت بشیم نه مثل کسی که لیوان فرانسوی مامانشو شکونده .

 حالا که بحث مادر شد یادمون نره که "اُف" هم به پدر و مادر خود نگیم . 

سوره ی اسراء آیه 23

 

 

تا توانی دلی به دست آور 
دل شکستن هنر نمیخواهد

 

میلاد امام حسن مجتبی (ع) مبار ک . این مداحی رو هم گوش کنید .

 

یا علی...

 

  • امید رجایی
  • ۰
  • ۰

قبول دارم اگه توبه کنی خدا گناهانتو میبخشه
حتی اگه توبه هم نکنی خودش گفته موقعی که به یه نامحرم میرسی
اگه چشماتو ببندی خدا همه ی همه ی گناهاتو کُمپلت میبخشه .

اما با تاثیری که گناه روی وجود آدم میزاره باید چیکار کرد؟۵۰
تا میخ رو اگه بکوبی توی یه چوب میشه درش آورد
  اما چوب همون چوبه؟؟؟؟
با این دل میخ خورده چیکار میشه کرد؟؟؟؟
این موقع ها آدم یه کار بیشتر نمیتونه بکنه یعنی یه کار بیشتر بلد نیست در اصل یه جا بیشتر نداره تا براش چوب رو عوض کنه  :

تو مقلب القلوبی رب ماه رمضونی
تو خدای مهربونی امیدو نمیسوزونی

بابا دایی امید رو نمیسوزونه توقع دارید شما رو بسوزونه ؟!!!!!!!!!! 

خدا جونم قربونت برم . دلم ... نه ببخشید دلت برام تنگ شده میدونم .
اینقدر به همه رسیدم الا تو دلت هوامو کرده
چیزی نمونده تحمل کن . چند روز دیگه دوباره میام
میام از شرمندگی درت میارم دیگه راحت میتونی به
ملائکت فخر بفروشی و بگی دیدی بنده ی گلم آخر اومد
دیدید هر جا بره بر میگرده تو جیگر خودم
آی خدا جون قربونت برم
یه حرفی میزنم شاید دیگه بعد از این همه نامردی که در حقت کردم باورت نشه
ولی عب نداره میگم
جدی منم خیلی دلتنگت شدم
انگار قدیمیا راست گفتن که
مال بد بیخ ریش صحابش
خدا جون انگار اول و آخر بیخ ریش خودتیم

چاکرتیم . خیلی میخوامت . فعلاْ

یا علی...

  • امید رجایی
  • ۰
  • ۰

چرت نامه

به نام خدا
سلام به همه خوبید؟

من که اصلاْ .. آره خوبم چرا بد باشم . همه چی سر جاشه . فقط من سر جام نیستم

من جام هر جا که هست اینجا نیست میدونم . شایدم هست . نمیدونم .

مشهد
گنبد
اذن دخول
اشک
کاشی
بوسه به در
دستشویی
وضو
بازم کاشی
بازم بوسه به در
قالی قرمز
یه مهر کوچیک
هوای تازه و ارغوانی
نسیم خنک
الله اکبر
قالی
مُهر
اذان
تسبیح
هوای آبی
قالی
سلام نماز
کاشی
اشک
گنبد
خداحافظی
کاشی
کاشی
ساک مسافرت
بغض
اتوبوس
بغض
غضا
بغض
خنده
بقض
بغض
خونه
مادر
بغض
بغض
بغض
.
.
.

یا علی...

  • امید رجایی
  • ۰
  • ۰

جسارت نشه خدمت خانوما اما بی زحمت نخونید و اگر خوندین ناراحت نشین .

 

خدمت آقا پسر های گل و گلاب و خوش تیپ سلام ویژه داریم . خیلی مخلصیم . البته ما که قابل نیستیم 034 نوکرتونه .

حالا که بحث خودمونی هست و غریبه بینمون نی یه نمونه درد دل کنیم بد نیست .

کریم بیچاره رو که میشناسی . آره بابا کریم خودمون رو میگم . چند روز پیشا دیدیم به . یه دست لباس نو و کفش ای واکس زده دسته گل و شیرینی و خانواده ی محترم دارن میرن خواستگاری . ما آبرو داری کردیم جلو خانواده زیاد بهش تیکه نپروندیم . فردا که رفتیم در خونوشن تلپ شیم شام و سور رو ازش بگیریم دیدیم بابا کریم نگو تانک آر پی جی خورده بگو . داغونه داغون . سریع دومون افتاد که چی ؟ برنامه به هم خورده و کریم آقای ما زده تریپ افسردگی و قلب تیر خورده . گفتیم چی شده چی نشده آخر فهمیدیم ماهیانه یه صد تومنی کم داشته . تفلی . حالا اینا خوب حساب کرده بودن . نرخ مردونگیشون  ماهی 150  بیشتر نبوده . اون صادق بیچاره که 300 براش بریده بودن .

آره دیگه همینه . یه زمانی مردم یه ریش سفید که میبردن و یه نخ سبیلشو گرو میگذاشتن یه محل روی این نخ حساب باز میکردن . اما حالا مردونگی به این چیزا نیس . هر چی مرد تر، صفر بانکی بیشتر . هر جی زبونباز تر مرد تر . هر چی چاپلوس تر مرد تر .

حالا هی برو بشین پای منبر این آخونده کی بود اسمش ؟ آره انجوی . هی بگه زهد . هی بگه اون دنیا . ببینم آخرش کجا رو میگیری .

راستی فهمیدین هفته ی پیش اردلان با دوست دخترش ازدواج کرد ؟ بابا اردلان 206 دیگه . همون که خوراکش سیستم و باس و خط زدن بود . ایشالا خوشبخت بشن .

 

به به اصغرای خودمون . بفرما بشین جمع خودمونیه . چاکرتیم . انگور بزن روشن شی . تعارف هم نکن . همه از خودن .

این اصغر آقا از هممون داغدیده تره . بیست و هشت سالشه تا حالا 29 بار خواستگاری رفته اما چون توی نون وایی کار میکنه ....

بیخیال اصغر جون . زن میحوای چیکار . مجردی عشق است و صفا . تا حالا که خدا همه ی کارامونو راست و ریس کرده بقیش رو هم بسپار به خودش .

یا علی...

 

  • امید رجایی
  • ۰
  • ۰

همدم گمشده ی من

به نام خدا

سلام بچه ها خوبین ؟

اعتکاف جاتون سبز بود .

نمیخوام از اونجا براتون بگم چون همه میگن. بر عکس میخوام از اونهایی بگم که نیومدن .

توی خیابونا که نگاه میکنم پسر 17 -16 ساله ای رو میبینم که زیر ابروهاشو برداشته و موهاشو میکروبی زده تا دونفر بیشتر بهش نگاه کنن و یه کم بیشتر لذت ببره ، خیلی دلم میسوزه . دختر 14-15 ساله ای رو میبینم که برای جلب توجه و برای اینکه بیشتر نگاش کنن سه کیلو آرایش میکنه ناراحت میشم .

اینها که گناهکار به دنیا نیومدن . یه عده جوون پاک هستن که دلشون میخواسته آروم و قرار داشته باشن . بدبختا دلشون میخواسته یکی رو داشته باشن که فقط مال خودشون باشه .

چون همدم اصلی و مونس اصلی رو پیدا نکردن مجبور شدن توی خیابونا دنبالش بگردن . همین . به خدا فقط همین .

میخواین بدونید چرا این مطلب رو مینویسم ؟

موقعی که داخل اعتکاف شدم و دیدم موقعی که به سمت خدا راه بری خدا به سمت تو میدوه ، فهمیدم که چقدر راه رو اشتباهی رفته بودم . دیدم چقدر خوب خدا به حرف آدم گوش میده . چقدر خوب یادت میده چطور زندگی کنی که بهشت بری . چقدر با محبت جوابتو میده و آرومت میکنه .

حالا که فکرشو میکنم به خودم میگم حیف نیست این همه جوونِ پاک و بی ریایی که توی خیابونا برای چند دقیقه آرامش ساعت ها راه میرن ، آرامش با خدا حرف زدن رو تجربه نکنن ؟

حیف نیست این محبت قشنگشون رو، که به پای هر کس و ناکسی میگذارن، برای خدایی خرج نکنن که واقعاً دوسشون داره ؟

نمونه ی بارزش اعتکاف . همه جور جوون بین این جمع بود . اگر قرار بود خدا فقط به اونهایی نگاه کنه که مومنن و مذهبین ،چرا ریش سه تیغه ای ها و زیر ابرو برداشته ها و ریش متالی ها  موقع خارج شدن گریه میکردن و زجه میزدن که ما نمیخوایم از مسجد خارج شیم ؟

 

اگر تا حالا تجربه ی این رو نداشتی که با خدا خصوصی ترین درد دلاتو بگی معطل نکن . اولین فرصتی که دلت گرفت و بغض گلوتو فشار داد سجاده ی قشنگتو باز کن و به خدا بگو که چه مرگیته . اونوقت اگر تونستی و کسی دیگه رو مهربون تر و دلسوز تر دیدی برو باهاش حرف بزن . گناهش گردن من . خوبه؟!!!!!!!!!!!!

 

در پایان هم یه حرفی رو سر بسته میزنم و میرم . فقط اونهایی با این جمله میسوزن که اعتکاف بودن .

 

" برادرا و خواهرا سریعتر تجدید وضو کنید . ساعت یک و نیم داخل شبستون مناجات مسجد زید شروع میشه . سکوت رو رعایت کنید. بفرمایید"

بزرگتر

گزارش اعتکاف رو میتونید اینجا ببینید

یا علی...

  • امید رجایی
  • ۰
  • ۰

یه معتکف جا مونده

به نام خدا

امشب که هلال باریک ماه رو دیدم بهش سلام کردم . خیلی زیبا شده بود . به قول معروف نور بالا میزد . بعد از سلام و احوال پرسی بهش گفتم تو چیکار کردی کجا رفتی که اینقدر نورانی شدی . با ماه های دیگه که سرو کلت پیدا میشه همچی یه نمونه فرق میکنی ! جریان چیه ؟

گفت اگر میبی این ماه پر نور تر و بلند مرتبه ترم به خاطر اینه که ماه زیارتی امام رضا (ع) هستم . نه من تنها هر کسی با زیارت و گفت و گو با امام رضا(ع) بلند مرتبه تر و نورانی تر میشه .

بهش گفتم چیکار کنم که مثل تو اینقدر بالا بیام و همه از نورم بهره ببرن ؟ دیددم منقلب شد . همینجور نگاهم میکرد و گریه میکرد . گفتم چته ؟ من که چیز بدی نگفتم . گفت بزار برات یه چیزی تعریف کنم که یک ساله منتظرم برات بگم اما نوبت من نمیشد که توی آسمون بیام . گفتم بگو دلم رو خون کردی .

گفت من تا پارسال نمیشناختمت . پارسال موقعی که بهم گفتند رجب نوبت تو هست که بری و همه ی تاریکی ها رو از بین ببری خیلی خوشحال شدم . خیلی خوشحال بودم که اینقدر نورانی و بالا هستم و میتونم همه رو از ظلمت نجات بدم . اما 13 شب که از نور افکنی من گذشت همه چیز عوض شد . بود و نبود من در نیمه شب ها فرقی نداشت . یه عده آدم عجیب غریب با سرعت فرشته ها از زمین کنده میشدند و فقط برق دندوناشون هنگامی که میخندیدند عالم رو نور افشان میکرد . اتفاقاً تو و دوستات هم بین اونها بودی . یه جایی توی آسمون گیرتون اومد که من سالها حسرتشو میخوردم . بعد که خوب نگاه کردم دیدم یه گوشه ی زمین توی تاریکیای یه مسجد قدیمی که با فرش های قرمز دست باف فرش شده یه عده جوون نشستن و به قول خودشون معتکف شدند . اشکاشون روی زانوهاشون میچکید و از ته دل داد میزدند خدا جون شرمندتم . خدا حون به امام رضا دوست داریم . بعد از سه روز که اونجا بودند و تمام طبقات بهشت رو خریدند یکی یکی به آسمون اومدند و با نورشون من و تمام مردم اطرافشون رو روشن میکردند .

اما حالا میخوای بدونی چرا گریه میکنم ؟ چون تو نفهمیدی کجا رفته بودی . اینقدر مغرور به اون نور ها و بالهایی زیبایی که خدا بهت داده بود شدی که کم کم بال هات رو گرفتن . ذره ذره پایین اومدی . حالا اومدی به من میگی میخوام مثل تو باشم . بابا کجای کاری دوستات که اون بالا موندن یه جا رفتن من حتی نمیتونم ببینمشون . چرا اونجا رو ول کردی  مگه چه بدی داشت . مگه خدا بد بود که اینجوری دلشو شکوندی ؟ مگه آرامش بد بود که ولش کردی و برگشتی سر جای اولت ؟

من دیگه سرم رو انداخته بودم پایین . هیچی نداشتم بگم . فقط یه چیزی توی دلم به خدا گفتم . گفتم درسته که ولت کردم . زیر همه ی قول وقرارام زدم اما هنوزم مثل پارسال دوست دارم .

 

توی همین فکر ها بودم که یکی از بچه ها بهم گفت ثبت نام اعتکاف شنبه ی دیگست . پولتو وردار بیار . بعد هم رفت . متوجه شدم که خدا با این کارش بهم گفت عزیزم منم هنوز دوست دارم .

قربونش برم

یا علی...

  • امید رجایی
  • ۰
  • ۰

به نام خدا

 

تمام مردم دنیا هنگامی که صبح ها چشماشونو باز میکنند و هوش وهواس به کلشون میاد از اولین چیزهایی که به ذهنشون میاد اینه که امروز رو خوب و بدون دغدغه به پایان برسونن .

سه راه حل رو میخوام برای این کار معرفی کنم .

اولین چیزی که به آدم آرامش میده توکله . در مورد توکل خیلی بحث کردم . اما بازم میگم .

به این سه خصلت خدا توجه کنید :

 1-مهربان و دلسوز   2-  قادر بر انجام هر کار   3-   بصیر و آگاه

هنگامی که یه نفر مهربون باشه و من رو دوست داشته مطمئناً میخوات که کمکم کنه . حالا اگر این فرد قدرتمند هم باشه و همه کاری هم از دستش بر بیاد که چه بهتر . اگر هم که علاوه بر رحمت و قدرت بدونه که مشکل و نیاز های من برای رسیدن به هدفم چیه که نور علی نور میشه. کسی که میدونه ما چی میخوایم و قدرت انجامش رو هم داره و طبق روایات بسیاری که داریم به شدت هم ما رو دوست داره . ما با همچین کسی رابطه داریم . چرا کار هامون رو به اون نسپاریم و خودمون شور هیچ چیز رو نزنیم ؟! مگر به صلاح و مصلحت خدا شک داریم ؟ اگر خودت فکر میکنی که راه بهتری رو میتونی اتخاذ کنی یا علی برو ببینم کجا رو میتونی بگیری . اما اگر به عقل کل بودن خدا و قدرت بی حد و حصر او یقین قلبی داری پس شور زدن و گریه کردن و افسرده شدن و نخندیدنت برای چیه ؟ این ذکر ها رو زیاد بیگن :

 

تَوکلتُ علی الله فَهوَ حَسبهُ

لا حول ولا قُوّةَ الّا بالله العلی العَظیم

اُفَوِضُ اَمری الی الله اِنَّ اللهَ بَصیرٌ بالعِباد

 

دومین چیزی که به صورت بسیار عجیبی به آدم آرامش هدیه میده یاد مرگه .

هنگام سختی ها و جاهایی که همه ی امیدتو از همه جا قطع کردی اون موقع تنها یاد مرگه که بهت میگه این بچه بازیا و مسخره بازیا اِن شا الله هر چه زود تر تموم میشه . این دنبال هیچ و پوچ دویدن ها تموم میشه و حقیقت رو میشه .

 

یه نکته ی دیگه برای آرامش میگم . این خیلی کوتاست اما خیلی خیلی خیلی جای فکر داره :

 

زدست دیده و دل هر دو فریاد      که هرچه دیده بینه دل کنه یاد

بسازم خنجری نیشش ز فولاد      زنم بر دیده تا دل گردد آزاد

 

یه سوال: چقدر خندتون میگیره آدمی مثل من میاد و از این حرف ها میزنه ؟

 

یاعلی...

 

 

  • امید رجایی
  • ۰
  • ۰

یادتونه شب ها بهتون چی میگذشت تا خوابتون میبرد ؟ یادتونه که خنده هاتون مصنوعی نبود؟

یادتونه همدیگه رو که توی بغل میگرفتین دیگه نمیتونستین از هم دل بکنین ؟ یادتونه شبای عملیات . یادتونه بی خوابیا ؟ یادتونه خسته نشدنا ؟

 

حالا میخوای برات قصه ی خودمون رو بگم . نباید که همش قصه ی شما رو گفت .

 

موقعی که شما بزرگترین دغدغتون این بود که کفشهای دوستتون رو واکس بزنید فکرشو نمیکردین که دغدغه ی ما این بشه که وای اکانتم داره تموم میشه و خیلی از حرفا رو بهش نزدم .

 

موقعی که شما نصفه شبا توی تاریکیا گم میشدین و من نمیدونم چیکار میکردین که آدم دلش میخوات یک ساعت به عکساتون نگاه کنه فکر این رو نمیکردین که شب ها ما رو خواب میبره و حتی نمیشه آدم یک دقیقه توی آینه به خودش نگاه کنه . آخه حالش به هم میخوره .

 

موقعی که بدون هیچ چشمداشتی همه ی جوونیت و زندگیتو ول کردی و رفتی توی خاکا نشستی و جون دادی فکر نمیکردی یه روز ما خاک و مهر رو ول کنیم که میخوایم به جوونیمون برسیم .

 

موقعی که چشمای قشنگت و با حیاتو در مقابل نامحرما روی زمین مینداختی و از خدا میخواستی که تاثیری روی قلبت نگذاره فکرشو نمیکردی که یه روز یه عده ای بیان و از خدا بخوان که یه تاثیری بزاره تا با یه نامحرم دوست بشن .

 

موقعی که برای خواهرت چادر سوغات میبردی و رگ گردنت باد میکرد موقعی که یکی به خواهرت بد نگاه میکرد اصلاً فکرشو نمیکردی که یه روز توی داشنگاه ها رگ گردن پسر ها باد کنه که چرا کلاس ها رو جدا کردید ؟!

 

وقتی پای روزه حضرت زهرا (س) از حال میرفتی به هیچ وجه فکر نمیکردی که دو تا نامحرم به بهانه حضرت زهرا با هم گل بگن و گل بشنون .

 

و وقتی که داشتی جون میدادی و توی خون خودت غوطه ور بودی فکر نمیکردی مثل منی پیدا بشه که توی یه مملکت آرزو داشته باشه 10 دقیقه فقط 10 دقیقه آدمی همچون تو رو داشته باشه .

یا علی...

  • امید رجایی