عطر سیب

عطر سیب
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲۲ آذر ۹۴، ۰۲:۵۷ - سیدعلی علوی
    دقیقا!
بایگانی

۲ مطلب در آذر ۱۳۸۳ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

ستاره نحس

سلام به همه .

همینجور خوشم اومد الآن آپدیت کنم . مطلب خاصی توی ذهنم نیست اما حالا حس نوشتن دارم .

 

راستی چه خوب شد یادم اومد یه مطلب تازگیا خوندم در مورد یهود بزار برم از داخل کیفم بیارمش .

 

خدا از نظر یهود :

خداوند در کتلب مقدس یهود شکل عجیب و غریبی به خود گرفته است . مثلاً همانند انسان گیس و لباس دارد ، دو پا دارد ، مانند انسان راه میرود ، از آسمان به زمین فرود آمده ، به هر جا که بخواهد میرود و جایی را برای سکونت و زندگی خویش مسکن قرار میدهد ، آنقدر نادان است که بدون نشانه نمیتواند خانه مومنان را از خانه کفار تشخیص دهد و از خیلی چیزها بی خبر است . پیمان خود را میشکند ، از کرده خویش پشیمان است ، گاهی غصه میخورد و برای کاری که کرده است اندوهگین میشود . با انسان کشتی میگیرد ، در عین این که سه تا است ، یکی است یعنی هم یگانه است و هم سه گانه ، مار از او راستگو تر است . از آسمان به زمین آمده ، بین کلام مردم تفرقه می اندازد چون از وحدت کلام آنها میترسد . چیزی را میگوید و باز تغییر میدهد .؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

نتیجه گیری به عهده ی خودتون .

 

 

خب راستی اگر ممکنه در مورد مطالبی که مینویسم نظر بدین . کلاً تا میتونید انتقاد کنید و نکته های مثبت هم اگه بود تذکر بدین . راستی قشنگترین مطلبی که اینجا خوندین چی بوده ؟

 

یا علی...

  • امید رجایی
  • ۰
  • ۰

اراجیف

سلام سلام . چاکریم جمعیاً

 

خدمت همه ی بزرگواران عرض کنم که یک آذر تولد من بود . هر چه زود تر کادو ها تون رو به ایمیلم  یا قسمت پیام ها بفرسین که عجولانه منتظرم .

 

نمیدونم چرا حرفم نمیاد اما آدمی مثل ما که شبانه روز چرت و پرت میگه توی این شرایط اصلاً کم نخواهند آورد مثل الآن .

جمعه و شنبه مسابقه داشتیم . مسابقه چی ؟ بدمینتون دانشگاه آزاد اسلامی منطقه یک که تیم شیراز دوم شد . انفرادی هم مثل همیشه بد شانسی آوردیم و برای صعود به چهار نفر اول خوردیم به نفر اول مسابقه ها و سوسک شدیم .

 

خیلی وقت بود میخواستم از طراح قالب تشکر کنم . دستون درد نکنه .

 

اون روز عباس توی سرویس دانشگاه یه حرف زد خوشمان آمد . گفت امید توی بهشت میشه گریه کرد ؟ گفتم نمیدونم اونجا که دلیلی نیست بخوای گریه کنی . گفت من نمیدونم مگه نمیگن هر چی بخوای مستجابه . من میخوام گریه کنم . گفتم واقعاً هم راست میگه . اگه واقعاً چیزی به نام گریه کردن وجود نداشت زندگی معنی پیدا نمیکرد . ایول خدا . خوشم میاد میفهمی که با اینکه نفهمم ، ولی میفهمم که نفهمم ، و تو میفهمی که من میفهمم که که اگه گریه نکنم همینی رو هم که میفهمم دیگه نمیفهمم . 

 

خب دیدین که از اراجیف گویی ما کم نمیاریم .

یا علی...(بزنه...)

 

  • امید رجایی